سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
346
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
خليفهاى از ميان خود برنگزينيد ، گردنتان را بزنند تا دستور و وصيت عمر را در بارهء شما اجرا كرده باشند ! و اين بود كه ابن عوف را در روز سوّم به خلافت گمارديد ، او هم با عثمان بيعت كرد و شما هم با وى بيعت كرديد . سپس عثمان محاصره شد و از شما يارى خواست ياريش نكرديد ، شما را فراخواند پاسخش نداديد ، در حالى كه بيعتش بر گردن شما بود و شما گروه مهاجران و انصار حاضر و ناظر بوديد ؛ مصرىهاى شاكى و شورشى را به حال خودشان گذاشتيد تا كه او را كشتند و گروههايى از شما هم در قتل وى يارىشان كردند ، ولى همهتان او را رها كرديد ، لذا شماها همه در قتل او شريك هستيد برخىتان قاتل و برخىتان فرمان داديد و برخىتان او را رها كرديد . سپس مردم با تو بيعت كردند و تو به خلافت از من شايستهترى ، پس حال ! قاتلان عثمان را تحويلم بده تا آنها را بكشم و خلافت را به تو واگذارم و من و همهء طرفدارانم از مردم شام با تو بيعت كنيم » . پس از آنكه على عليه السّلام نامه معاويه را خواند و ابو دردا و ابو هريره نامه و پيام وى را به حضرتش رساندند و گفتند ، خطاب به ابو دردا فرمود : آنچه را كه معاويه به شما گفته و نزد من فرستاده بود به من رسانديد ، حال بشنويد از من و آن گونه كه از او به من رسانديد ، از من به او برسانيد و به او بگوييد : « وضع عثمان بن عفان از دو حال خارج نيست ؛ يا پيشواى هدايت بود كه خونش حرام و ياريش واجب و نافرمانيش گناه و تنها گذاشتنش ناروا است و يا كه پيشواى ضلالت بود كه خونش حلال و ولايت و ياريش حرام است ، از اين دو حال خارج نيست . آنچه خداوند و اسلام بر مسلمانان واجب كردهاند اين است كه پس از اينكه پيشواىشان مرد يا كشته شد ، خواه گمراه و خواه هدايت يافته ، مظلوم يا ظالم ، خونش حلال يا حرام ، بايد كه پيش از هر اقدامى و حركتى و سخنى براى خويش پيشوايى برگزينند كه پاك دامن ، دانشمند ، پرهيزكار و آگاه به قضاوت و سنّت باشد ، ابتدا به امور امت رسيدگى كند و در ميانشان به حكومت نشيند و حق